وحشی ام وحشی تر از همیشه...

خسته ام خسته تر از همیشه.

این بار بغض در گلویم نیست...این منم که در گلوی اویم.

خود خودش مرا بغل کرده !

در این مدت آنقدر ها بغض کرده ام که با نفس کشیدن برایم فرق نکند.

او مرا بغل کرده و دست نوازش بر سرم می کشد.

هر کسی از راه می رسد در روح او می دمد.

می گویم خدایا از این همه آدم چرا او هم خانه ی من شد؟

چرا هر کس جسارت این را به خود می دهد که دست بر زخم های التیام نیافته ی روحم بگذارد؟

و من وحشی تر از همیشه انسانیت را فراموش می کنم.

 

 

 

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

سلام منون كه سرزديد درخصوص دانشگاه ميگن كه واحد تهران غرب يكي از بهترين هاي فني دانشگاهاي ازاده ولي ما كه چيزي نديديم درخصوص رشته معماري توي شريف هم كه باشي بايد علاقه داشته باشي خداكنه داشته باشي اگه نداري نيا/ همه چيز به علاقه برميگرده درخصوص ترازكه گفتي باصحبت هاي كه دربالا كردم منتفي ديگه درسته پس همين رشته توهمين دانشگاه تاموفقيت يه ياعلي /به اميد ديار [گل]

محمدرضا

سلام مجدد/ خوبین ؟تو ایران رضایت کامل نیست ولی ما ایرانیا به همه چی عادت میکنم یه طوری که جای بد برامون خوب میشه خوشحال شدم که به این رشته علاقه دارین چون خودم هم علاقه دارم پس موفق میشیم آسمون ایران همه جاش آبیه بیا دانشگاه ازاد دانشجوهای خوبی داره کادرشون بدنیست درضمن شما مراحم هستید [گل]

لیلیکا

سلام وای خدایا! من حسش کردم!... تو این یه ماه اخیر که رمان "جان شیفته" رو می خوندم حس ادبیاتیم حسابی سر دماغ شده!!! اینی که نوشتی منو یاد "آنت" جان شیفته انداخت...که چقدر دوستش داشتم...گاهی خودش میشدم!!!! پر زیبا بود عزیزم. متشکرم[چشمک][گل]

لیلیکا

شایدم سر دماغ اومده؟!؟!!!!!

لیلیکا

راستی... این به مقوله ی منسوخ شده ک.کور که بر نمیگرده؟اگه آره که... خیلی حیفه!

لیلیکا

چون به نظر من از دل یک دغدغه ی بسیار فاخر برخاسته. اون فقط بهونه ست. .... اما قرار نیست بتونم کامل درک کنم. از ظن خودم میگم.

لیلیکا

زودتر بنویس...تا دلم لک نزده بنویس...

لیلیکا

[چشمک]

علی

لیلیکا ؟! بابا بیخییال! [ابرو][خنده]

محدثه

شاید ان روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینگونه نوشت هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست.